دوست داشتم بجای صحبت کردن از بزرگترین دروغ زندگی من از بزرگترین دروغ زندگی خودتون می گفتین .
برای همین چون قول داده بودم
مجبور شدم
همه ی نظر های شما رو بنویسم .
اول : کسایی که دروغ خودشون رو نوشتن :
یک اهری
عدالت بزرگترین دروغیه که من شنیدم
...................
هستی
تا حالا بهش فکر نکردم اما به نظرم خدا دروغ نیست شاید شمایلی که ما ازش داریم دروغ باشه اما وجودش حقیقته!
...................
حسام
خیلی سنم کم بود یه روز تو کتابی خوندم که خدا مرده است. برام غریب بود نبودن خدا. کم کم قد کشیدم با دنیای وارونه و سگی آشنا شدم نهیلیست بودم انارشیست بودم و هزارتا ایست دیگه ولی هرچی بیشتر بزرگ می شدم بیشتر حقیقت تلخ اون جمله رو حس می کردم. اگه خدا هست پس چرا عشق ها شده ممنوعه و یه بازی؟ چرا عدالت یه شوخیه تلخ ؟ چرا آزادی یه تابو هست که بدجوری تو چشم میزنه؟
آره رفیق بزرگترین دروغ زندگیم بودن خداست.
خیلی وقت که فهمیدم خدایی نیست و اگه هم یه روزی بوده خیلی وقت که خواب و به آرامی به گور رفته.
.........................
دختر شاه پریون
منم فکر کنم بزرگترین دروغی که شنیده باشم خداست ...
.........................
تلخون
دروغ زیاد شنیدم ولی متاسفانه وسیله ای برای متر کردن یا وزن کردنش نداشتم که بدونم کدومش بزرگتر و کدومش کوچیکتره !!!
........................
نیما
خدای ناپرستیدنی...
........................
ساحل
بزرگترین دروغ عشقه
...................
هنگامه
سوال سختی اما جوابش خدا نیست...اینو مطمئنم....
شاید جواب انسان باشه اما خدا نیست...
...................
سارا ( خلوت گاه دل )
خدا وجود داره ولی شاید اون خدایی که تو ذهنته وجود نداشته باشه.به هر حال خلقت این جهان از یه جایی شروع شده.بزرگترین دروغی که من دیدم انسانیت بوده.
...................
شبنم
بزرگترین دروغی که شنیدم زندگی بود!
.................
دوم : کسایی که در باره ی دروغ من نظر دادن
و
جواب های من :
طلا
شما سخت در اشتباهی به نظر من راست تریت راست تو زندگیم خداست
من واقعا برات متاسفم چرا و چی باعث شده به این نتیجه برسین ؟؟؟؟؟؟
لطفا به سوالم منطقی پاسخ بدین؟ ممنون
جواب :
باید سالها بنویسم تا بگم چرا به این نتیجه رسیدم
چون
سالها طول کشیده تا این قضیه رو به ما تحمیل کنن
ولی دلیل من :
کار خوب خوبه یا کار بد بد ؟
خدا باشه و نباشه تو جوابش هیچ فرقی حاصل نمی شه
فقط اگه باشه ممکنه یه عده سود جو جوابشو برامون عوض کنن .
...................
تلخون
اول باید معلوم بشه منظورتون از خدا کیه یا چیه ؟ اگه منظورتون از خدا همونیه که معمولا می پرستن باید بگم از نشانه و صفاتش به وجودش پی می بریم حتی اگه نبینیمش ولی این فقط در مورد خداست و بس . در مورد انسانها این مورد صدق نمیکنه و نمی تونیم بگیم مثلا در دنیای مجازی اگه کسی رو شناختیم مطمئن بشیم که در دنیای واقعی هم همونه. اگه واقعیت با مجازی که ما دوست داریم منطبق بشه اونوقت خیالمون راحت میشه .
جواب :
منظور من از خدا همونیه که خیلی هامون می خوایم تقضیر کارها رو بندازیم رو دوش اون .
در مورد مطلب دومت هم متوجه نشدم لطفاً بیشتر توضیح بده . . . ؟
...................
دیوونه
جدا از مذهب و دین و سنت اگر خدا یعنی افریدگار وعامل بودن ما که دروغ نیست حتی اگه یه سلول باشه یه انفجار یه ابرنیروی مغناطیسی بالاخره یه جور اومدیم
اما یکی بود و ذهن ادما گوناگون پس خدا به تعداد ادما یه کسی بود هر کی یه چیز گفت ولی بعضی جاها کردن تو کله مون که نه همینه که ما میگیم ماهم برا مقاومت
رفتیم تو کار انکارو پر از سوال شدن و سر در گمی آره از بین میلیادها خدایی که الان هست اون خدایی که به زور تو کله ات کردن دروغه و اونی راسته که خودت بسازیش
وبزرگترین دروغی که شنیدم "من "بود کو؟ کجاست دلقک جون؟
جواب :
چون می دونم خوشت می آید می گم
دیوونه جون
وقتی اول دبستان به خاطر انکار خدا از مدرسه بندازنت بیرون
جایی برای ساختن یه خدای واقعی باقی نمی مونه .
چه برسه به اینکه بخوان به زور فرو کنن تو کلت .
به قول جودی ابوت :
خدایا شکر که من از هیچ کس خدایی به ارث نبردم و آزادم که هر طور میلم است خدایم را بشناسم .
خدای من مهربانی ، بخشندگی ، شوخ طبعی و . . . است .
...................
سگ ولنگرد
همیشه تو زندگیم از پسوند تر و ترین می ترسیدم ولی از وقتی که ترسها بر من مستول شده اند....
می گم کثیف ترین چیز دنیا همین دروغی که تو شنیدی چون لحظه به لحظه که میگذره بیشتر می فهمم دروغ نیست و حقیقت .
...................
محمد
فکر می کنم
شاید فهمیده باشم چی گفتی .
شاید
بزرگترین دروغ درباره ی وجود خداست
چقدر به ما دروغ گفتن چقدر مارو مسخره کردن
خدا خیلی بزرگه
به خدا
ندیدم ولی حس کردم
جواب :
سخت در اشتباهی منظور من خود خدا بود
اینقدر دروغ قاطیش کردن که دیگه خودش به جز دروغ هیچی نیست .
.................
تینوش نظم جو
خدا وجود دارد و زمین را هم با حساب و کتاب دقیق آفریده است ؛ حساب به همان حساب که رودخانه ها را طوری آفریده که درست از زیر پل ها می گذرند و دست های انسان را طوری خلق کرده که هرچه دستکش است به راحتی می توان به دست کرد
.................
سمیه
خدا وجود دارد...
و گرنه آدمی سر بودن یا نبودنش این همه چک و چونه نمیزد...
چیزی که مهمه اینکه خدای ما آدم ها با هم فرق میکنه...
در عین حال که خدا یکی ست....
ولی به تعداد تمام آدم های روی زمین...
به تعداد تمام ذهن های روی زمین...
خدا هست...
چون آدمی هست...
جواب :
بازم همون تعریف تکراری از خدا
اگه به تعداد آدم ها خدا هست پس چرا همه یک حرف رو دیکته شده تکرار می کنن ؟
نتیجه این نیست که
به همه یک چیز دیکته می شه ؟
حتی تو و من و خواهرت و خواهر من و آدم های دیگه نوستالژی ثابتی داریم
چون فقط و فقط یک کارتون دیدیم
بهمون حق ساختن نوستالژی ندادن
حنا دختری در مزرعه
بابا لنگ دراز
فوتبالیست ها
پینوکیو
و . . .
چرا فقط همین ها
و چرا کسی که هیچ کدوم این ها رو ندیده نوستالژیش با بقیه فرق می کنه و بین دیگران جا نمی گیره ؟ ؟ ؟
بزرگترین دروغی که تو عمرم شنیدم . . .
خدا
بزرگترین دروغی که شما شنیدین چی بود؟
( بهترین کامنت ها در پست بعدی نمایش داده می شود .)
من همیشه تو کارهام وقت کم می آوردم
بعد آرزو می کردم که کاش طول روز به جای ۲۴ ساعت ٬ ۴۸ ساعت بود
اونطوری به همه ی کارهام می رسیدم
ولی امروز بهروز غریب پور ازم ساعت پرسید
منم ساعت عقربه ای بلد نیستم بخونم
برا همین مثل همیشه خجالت کشیدم
اونم خندید و بهم یاد داد ساعت رو بخونم
ساعتی که بهم یاد داد ۴۸ ساعته نه ۲۴ ساعت
از امروز می تونم به همه ی کارهام برسم
چون یاد گرفتم که ساعت ۴۸ ساعت داره نه ۲۴ ساعت
یه مدت کم پیدام. . .
اصلاْ پیدا بودن سیخی چنده . . .
دنبال جه جه بازیم . . .
کلی اتفاقای خنده دار . . .
فعلاْ بخندین تا بیام.
رفتم سر کوچه یه پاکت سیگار بگیرم . . . ارسطو ، سوپری سر کوچه گفت : چون بین کلمه ای که داری استفاده می کنی و ما به ازای خارجی اون هیچ رابطه ی منطقی ای وجود نداره و فقط یه قرار داده . . . من قرار داد رو عوض می کنم و بجاش بهت چیزی می دم که تو قرار داده شما بهش می گن پسته . . . ضررش هم کمتره . . . پسته ای که ارسطو بهش می گفت سیگار رو خوردم مصموم شدم رفتم دکتر . . . همین مطب سر چهارراه ، پیش ابن سینا . . . اونم یه معجون داد بهم که درست کردنش ۷سال براش طول کشیده بود . . . حسابی داغ شدم ، مردم . . . اون دنیا همین طور علاف بودم داشتم کارهای اداریم رو انجام می دادم که چشمم خورد به چشمش . . . تو یه دل نه ۱۰۰ دل عاشقش شدم . . . طرف اون دنیا بازیگر بود . . . نقش عروس مرده رو بازی می کرد . . . منم جذب شدم رفتم سراغش . . . گفتن دختر تیم برتونه . . .رفتم خواستگاری باباش گفت : برو برو برو ، برو بابا پول چی داری؟ . . . گفتم : پول چی چیه ، من اومدم خواستگاری . . . دعوا شد . . . یکی اون زد یکی من . . . سر و صدا . . . تو مهمونا اون گوشه بغله گلشیفته ، محسن نامجو نشسته بود . . . از سر و صدا ها خوشش اومد گفت : بیا کنسرت بزاریم . . . ما هم از خدا خواسته رفتیم کنسرت بدیم . . . من و تیم برتون و گلی و محسن . . . یه ساعت کوک کردیم ۵ دقیقه و ۴۲ ثانیه . . . سکوت . . . کل کنسرت همین بود . . . همه دست زدن گفتن دوباره دوباره یه بار فایده نداره . . . ما هم دوباره رفتیم سر کوچه یه پاکت سیگار بگیریم و . . .
میدان شهرک غرب راننده تاکسی داد می زد : انقلاب ، یه نفر انقلاب . . . من نفر دوم بودم . . . سوار سمند خالی شدم و طبق معمول جلو نشستم . . . رفتم عقب پشت سر راننده . . . همون جایی که معمولاً می تونی همه ی آدم های توی تاکسی رو به خوبی ببینی . . . الهام با کلی استرس اومد و جلوی در جلو وای ساد . . . از یه چیزی می ترسید . . . فکر کردم چون دیرش شده استرس داره . . . ولی خواب دیده بود . . . بالاخره ماشین پر شد و الهام همراهه کلی استرس سوار شد . . . دستش خیلی می لرزید . . . تا راه افتادیم اشکش در اومد . . . راننده گفت :چی شد؟ . . . گفت : خواب دیدم . . . همه بهش خندیدن . . . ترسیدم . . . نخندیدم . . . با اولین ترمز جیغ زد . . . یه ۲۰۶ بود که خیلی بد راه می رفت و تاکسی ما بد تر . . . گفت : به خدا خواب دیدم . . . خواست آرومتر بره . . . راننده گوش کرد . . . ولی اون خواب دیده بود . . . داد زد : ترمز کن . . . تاکسی ترمز کرد و کامیون دختر رو برد به خوابی که دیده بود . . . آخه خواب دیده بود . . . براش دعا کنید از خواب پاشه . . . خونوادش خواب دیدن . . . !!!
گذشته ست چند ماه و سالی از عمرم ، و می خندم
هنوزم صورتم جایگاه سیلی ست ، و می خندم
گناهم ایچ بر من هویدا نیست ، و می خندم
شدم مضنون و قاتله خویش برای هیچ ، و می خندم
فقط یک چیز می دانم
پدر بیمارست
من اما پدر را نزد پزشکی نبردم ، و می خندم
من ، قلب پاره ی مادر ،دشنه ی خونین در دستم
و می خندم
گناهم ایچ بر من هویدا نیست
برای هیچ
هنوزم می خورم سیلی
و می خندم، ومی خندم ، و می خندم .
که دوستانی دارم که دستگیرم باشن . . .
تا مجبور نباشم برای گرفتن دست هایم . . .
و بالا رفتن از پله ها . . .
دستگیره های آلومینیومی بسازم . . .
اشتباه . . . سوء تفاهم . . . گریه . . .
تخیل . . . رویا . . . واقعیت . . .
دوست . . . سکس . . . ازدواج . . .
سیگار . . . گریه . . . مشروب . . .
تشکر . . . کمک . . . بد حرف زدن . . .
زندگی تو گذشته . . . از دست دادن حال . . . نابودی آینده . . .
به خدا اینا یه سریشون دیوونن . . . آقا حالا اشتباه شد که شد . . . الاْن خودتو درست کن . . . به چی داری گریه می کنی . . . برای کی ؟ ؟ ؟ دیوانه ای . . . با این گریه کردنا فقط اکنون بودن و لبخند رو از خودت می گیری . . . .
اس ام اس . . . موبایل . . . ویلا . . .
امین آباد . . . اشتباه . . . فراری . . .
دیوانه . . . گرفتار . . . رفتار . . .
تار . . . سیگار . . . نجات . . .
فرمان . . . قرص . . . روانی . . .
کنترل . . . محبت . . . سادگی . . .
اگه مغز رفتن به بعضی جا ها رو ندارین . . . اگه احساساتی هستین . . . خیلی جا ها نرین . . . نرین امین آباد . . . چون جمله هاتون به کلمه تبدیل می شه . . . نرین بهزیستی . . . چون بی گناهایی که روزی با هاشون می خندیدین همشون مردن . . . .
منم از اول الکی این وسط بودم . . .
گقتم سلام . . .
گفت خودشی . . .
گفتم کی . . .
همونی که دنبالشم
لعنت کردم . . .
ولی آخه می شناخت منو . . . خیلی خوب . . .
موندم . . . وسوسه شدم . . . ترسیدم . . . ولی گفتم آره خودمم . . .
دیدم نامردی کردم . . . بهش خیانت کردم . . .
گفتم غلط کردم . . . قبول نکرد . . . گفت خودشی . . .
داشت اذیت می کرد . . . زنگ زدم شمارشو گرفتم . . . جواب نداد . . .
شک کردم . . . گفتم خودشه . . . زنگ زد . . . خودش نبود . . . خیلی بد شد
به یکی دیگه زنگ زدم . . .
شمارش رو نداد . . . ولی می دونستم اون نیست . . .
نگرانی ... دل هره ( حره ) . . . عذاب وجدان . . . اینترنت . . . بی خبری . . .
گم شدن . . . امین آباد . . . معلولین . . . خنده . . . بازی . . . قرار . . .
اعتماد . . . دیر رسیدن . . . حرف نزدن . . . دختر کوچولو . . . گم شدن . . .
گریه . . . عروسی . . . سر در گمی . . . سیگار . . . ادب . . . ارتباطات . . .
شکست . . .
حالم به هم خورد . . .کمک می خوام . . . ولی باید خودم کمکش کنم . . .
ادامه داره . . .